خانه / بایگانی برچسب: موفق

بایگانی برچسب: موفق

داستان کوتاه انگیزشی پیله ی پروانه

داستان کوتاه انگیزشی

داستانک داستان کوتاه – شخصی تلاش پروانه برای بیرون آمدن از سوراخ کوچک پیله را تماشا می کرد. ناگهان تقلای پروانه متوقف شد و به نظر رسید که خسته شده و دیگر نمی تواند به تلاشش ادامه دهد. آن شخص مصمم شد به پروانه کمک کند و با برش قیچی …

ادامه نوشته »

داستان کوتاه انگیزشی وقتی حرف های منفی دیگران را نادیده می گیریم

داستان انگیزشی کوتاه

داستانک داستان کوتاه – حرف‌های منفی دیگران را نادیده بگیرید اگر به دیگران اجازه دهید بیشتر از اینکه بازده‌ای به زندگیتان بدهند، از آن کسر کنند، تعادل زندگیتان بر هم خورده و بدون اینکه بفهمید اسیر منفی‌بافی خواهید شد. نظرات بی‌فایده و آزاردهنده دیگران را نادیده بگیرید. هیچکس حق قضاوت …

ادامه نوشته »

داستان جالب عشق ژاپنی ها به ماهی تازه

داستان کوتاه دات کام

داستانک 🐟 داستان کوتاه – ژاپنی ها عاشق ماهی تازه هستند. اما آبهای اطراف ژاپن سال هاست که ماهی تازه ندارد. بنابر این برای غذا رساندن به جمعیت ژاپن قایق های ماهی گیری، بزرگتر شدند و مسافت های دورتری را پیمودند.ماهی گیران هر چه مسافت طولانی تری را طی می …

ادامه نوشته »

یک عمر نگاه به زمین برای فقط 13 دلار!

داستان کوتاه انگیزشی

داستانک داستان کوتاه – روزی پسر بچه ای در خیابان سكه ای یك سنتی پیدا كرد . او از پیدا كردن این پول ،آن هم بدون هیچ زحمتی ، خیلی ذوق زده شد. این تجربه باعث شد كه بقیه روزها هم با چشمهای باز، سرش را به سمت پایین بگیرد …

ادامه نوشته »

به دشمنت آنقدر اطلاعات بده تا بمیرد!!

داستان کوتاه

داستانک ” انحرافِ اطلاعات” “اگر دشمن داری، به او اطلاعات بده” داستان کوتاه – خورخه لوییس بورخِس، در داستان کوتاه و یک پاراگراف اش به نام «در باب دقت در کار علم» یک کشور خاص را توصیف می کنند، در این کشور، علمِ نقشه کشی به قدری پیچیده است که …

ادامه نوشته »

داستان بدنسازی که نتوانست وزنه ای حتی کمتر از رکورد خودش را بلند کند!

داستان انگیزشی

داستانک داستان کوتاه – در یک باشگاه بدنسازی پس از اضافه کردن 5 کیلوگرم به رکورد قبلی ورزشکاری از وی خواستند که رکورد جدیدی برای خود ثبت کند. اما او موفق به این کار نشد. پس از او خواستند وزنه ای که 5 کیلوگرم از رکوردش کمتر است را امتحان …

ادامه نوشته »

تا اوج نا امیدی: داستان کوتاه انگیزشی سرخس و بامبو

داستانک

داستان کوتاه انگیزشی داستان کوتاه – روزی تصمیم گرفتم که دیگر همه چیز را رها کنم . شغلم را ، دوستانم را ، مذهبم را و خلاصه تمام وابستگی های زندگی ام رابه جنگلی رفتم تا برای آخرین بار با خداوند صحبت کنم و اگر نتوانستم دلیلی برای ادامه ی …

ادامه نوشته »
رفتن به نوارابزار