خانه / بایگانی برچسب: داستان بامزه

بایگانی برچسب: داستان بامزه

همه چیز از یک جفت جوراب زنانه شروع شد

داستانک

داستان کوتاه- هوس زن گرفتن به سرم زده بود. دوست داشتم وضع مالی خانواده همسرم پایین‌تر از خانواده خودم باشد تا بتوانم زندگی بهتری برایش فراهم کنم. مادرم چنین دختری برایم در نظر گرفته بود. نمی‌دانم این خبر چگونه به گوش رئیسم رسید چون به صرف نهار دعوتم کرد تا …

ادامه نوشته »

داستان کوتاه و طنز محبت داماد به مادر زن

داستانک

داستان کوتاه- زنی سه دختر داشت که هر سه ازدواج کرده بودند. یک روز تصمیم گرفت میزان علاقه‌ای که دامادهایش به او دارند را ارزیابی کند. یکی از دامادها را به خانه‌اش دعوت کرد و در حالی که در کنار استخر قدم می‌زدند از قصد وانمود کرد که پایش لیز …

ادامه نوشته »
رفتن به نوار ابزار