داستان کوتاه درخت جادویی

داستان کوتاه انگیزشی

داستانک داستان کوتاه – مسافری خسته که از راهی دور می آمد، به درختی رسید و تصمیم گرفت که در سایه آن قدری استراحت کند غافل از این که آن درخت جادویی بود، درختی که می توانست آن چه که بر دلش می گذرد برآورده سازد. وقتی مسافر روی زمین …

ادامه نوشته »

داستان جالب عشق ژاپنی ها به ماهی تازه

داستان کوتاه دات کام

داستانک 🐟 داستان کوتاه – ژاپنی ها عاشق ماهی تازه هستند. اما آبهای اطراف ژاپن سال هاست که ماهی تازه ندارد. بنابر این برای غذا رساندن به جمعیت ژاپن قایق های ماهی گیری، بزرگتر شدند و مسافت های دورتری را پیمودند.ماهی گیران هر چه مسافت طولانی تری را طی می …

ادامه نوشته »

چطور یک نوه توانست پدربزرگش را میلیاردر کند؟

داستان کوتاه انگیزشی دات کام

داستانک داستان کوتاه – نوه سرهنگ بازنشسته “ سدرمن ” از پدربزرگش خواست که این ماه برای او یک دوچرخه بخرد و با وجود این که پدربزرگ حقوق کمی از بازنشستگی می گرفت ولی به خاطر علاقه شدید به نوه اش قبول کرد ولی با 500 دلاری که حقوق می …

ادامه نوشته »

یک عمر نگاه به زمین برای فقط 13 دلار!

داستان کوتاه انگیزشی

داستانک داستان کوتاه – روزی پسر بچه ای در خیابان سكه ای یك سنتی پیدا كرد . او از پیدا كردن این پول ،آن هم بدون هیچ زحمتی ، خیلی ذوق زده شد. این تجربه باعث شد كه بقیه روزها هم با چشمهای باز، سرش را به سمت پایین بگیرد …

ادامه نوشته »

داستان کوتاه انگیزشی درخت مشکلات

داستان کوتاه دات کام

داستانک داستان کوتاه – نجار، یک روز کاری دیگر را هم به پایان برد . آخر هفته بود و تصمیم گرفت دوستی را برای صرف نوشیدنی به خانه اش دعوت کند. موقعی که نجار و دوستش به خانه رسیدند،قبل از ورود، نجار چند دقیقه در سکوت، جلوی درختی در باغچه …

ادامه نوشته »

داستان یک تصمیم اشتباه کوچکی که شریک استیو جابز را نابود کرد

داستان کوتاه

داستانک داستان کوتاه – وقتی صحبت از بنیانگذاران شرکت اپل می شود همه از استیو جابز و استیو وزنیاک نام می برند . اما در روزهای اول اپل نفر سومی هم وجود داشت . او بعد از 12 روز سهامش را به ۸۰۰ دلار به استیو جابز فروخت . او …

ادامه نوشته »

داستان انگیزشی گوسفندانی که از روی هیچ میپریدند

داستان کوتاه

داستانک داستان کوتاه – در دوران نوجوانی با یک چوبدستی دم در آغل گوسفندان می‌ایستادم و برای سرگرم کردن خودم، هنگام خارج شدن گوسفندان، چوبدستی را جلوی پایشان می‌گرفتم جوری که مجبور به پریدن از روی آن می‌شدند. پس از آنکه چندین گوسفند از روی آن می‌پریدند، چوبدستی را کنار …

ادامه نوشته »

به دشمنت آنقدر اطلاعات بده تا بمیرد!!

داستان کوتاه

داستانک ” انحرافِ اطلاعات” “اگر دشمن داری، به او اطلاعات بده” داستان کوتاه – خورخه لوییس بورخِس، در داستان کوتاه و یک پاراگراف اش به نام «در باب دقت در کار علم» یک کشور خاص را توصیف می کنند، در این کشور، علمِ نقشه کشی به قدری پیچیده است که …

ادامه نوشته »

داستان بدنسازی که نتوانست وزنه ای حتی کمتر از رکورد خودش را بلند کند!

داستان انگیزشی

داستانک داستان کوتاه – در یک باشگاه بدنسازی پس از اضافه کردن 5 کیلوگرم به رکورد قبلی ورزشکاری از وی خواستند که رکورد جدیدی برای خود ثبت کند. اما او موفق به این کار نشد. پس از او خواستند وزنه ای که 5 کیلوگرم از رکوردش کمتر است را امتحان …

ادامه نوشته »

بعد از دانستن این قانون دیگر هیچوقت نا امید نشدم – داستان انگیزشی قانون دانه

داستان کوتاه

داستانک داستان کوتاه – “اکثر دانه ها هرگز رشد نمی کنند. پس اگر واقعاً می خواهید چیزی اتفاق بیفتد، بهتر است بیش از یکبار تلاش کنید.” از این مطلب می توان این نتایج را بدست آورد: – باید در بیست مصاحبه شرکت کنید تا یک شغل بدست بیاورید. – باید …

ادامه نوشته »
رفتن به نوار ابزار